تبليغاتX
شب بارونی
شب بارونی
یک ذهن زیبا...
اگر قبول داشته باشیم فرض محال وجود دارد یعنی اصلا تعریفمون از فرض محال چیزی باشه که یجورایی نیست ولی ما خیال میکنیم هست برای اینکه شرایط متفاوتی رو تصور کنیم...اگر اینجوری باشه میگیم بر فرض محال...حالا حرفم اینه که بیاییم بر فرض محال فرض کنیم که خدا وجود نداره!اونوقت چی میشه؟خیلی ها حسرت میخورن چون فکر میکردن خدایی بوده خودشتون رو از خیلی از چیزها و لذتهای دنیوی منع کردند و عمرشون رو بر باد دادند...یا شایدم فکر کنند از این به بعد کی رو باید شکر کنند؟جز خدایی که نیست؟!یعنی هست؟یا اینکه به کی به راحتی قسم بخورند؟به خدایی که نیست؟یا اینکه هست؟اصلا فلسفه این فرض محال از کجا آمد؟کسی میداند؟


پ.ن:در جواب خیس باران عزیز:خیر من نظرم به وبلاگ نویسی عوض نشده.وگرنه ادامه نمیدادم!وبلاگ همانی هست که بود!

ارسال در تاريخ شنبه 7 شهریور1388 توسط مرد بارانی
قالب وبلاگ