تبليغاتX
شب بارونی
شب بارونی
یک ذهن زیبا...
ماه مهر امسال ماه خوبی بود برام.اتفاق جالبی که این ماه افتاد سفر کوتاه و دو نفره من و بانو به شمال بود.یه پنجشنبه صبح آفتابی بود که همراه بانو با خودرو پدر گرامی حرکت کردیم سمت جاده چالوس!

هوا عالی بود.انگار که بهار بود.آفتابی و یکم خنک.جاده هم خیلی خوب بود.نه خیلی شلوغ و نه خیلی خلوت.ما هم تفریح کنان رفتیم و هر جای خوبی که میشناختیم و یا دلمون میخواست میزدیم کنار.سیاه بیشه...سد کرج...خلاصه رفتیم تا نمک آبرود.یه سوئیت نزدیک دریا گرفتیم...خیلی رویایی بود صدای آرام و زیبای آب رو میشندیم.شهر توریستی نمک آبرود هم رفتیم ولی بانو هیچ یک از بازی های اونجا رو همراهی نکرد که با هم انجام بدیم!!!خلاصه خیلی خوش گذشت بهمون چون مدتهاست که از سفر دو نفره ما به اصفهان میگذره و این سفر که خیلی هم مقدمه چینی نداشت و ساده بود بهمون چسبید!دلم برای دو نفره ها تنگ شده بود.به همین خاطر از الان برنامه سفرهای دو نفره بعدی رو با بانو چیدم که کم کم بهش میگم.هرچند خودش از یکسری هاش خبر داره!

ارسال در تاريخ چهارشنبه 29 مهر1388 توسط مرد بارانی
قالب وبلاگ