از امروز دقيقا تا عروسيمون فقط و فقظ يك هفته مونده.استرس ها كم كم دارن خودشون رو نشون ميدن.خيلي دلم ميخواست اون تفاق لعنتي برام نميوفتاد.چون حالا هرقدر هم كه اطرافيان بهت كمك كنن يه كارهايي هست كه حتما خودت بايد انجام بدي و من هم كه با اين شرايطم نميتونم و فقط حرص ميخورم كه چرا اينجوري شدم.غذا هم كه بخاطر اينكه هنوز همه چيز چيده نشده و ظرفهاي بانو هم فعلا بايد نو بمونن همش داريم فست فود و غذاي رستوران ميخوريم كه چيزي جز وزن اضافه كردن نداره!.بهر حال همه چيز با تمام سختي هاش داره پيش ميره.انقدر كار رو سرمون ريخته كه هنوز كت شلوارو بقيه لباسهام رو نخريدم.نميدونم چرا الان كه داريم به عروسي نزديك ميشيم دلم براي خونه پدري تنگ ميشه.قبلا خيلي اشتياق داشتم سريعتر خونه خودم رو بچينم ولي حالا كه تقريبا آماده شده احساس ميكنم دلم براي اتاق نوجوني و جونيم تنگ شده.اتاقي سيزده سال از بهترين سالهاي زندگيم رو توش گذروندم و غم و شادي هام رو با ديوار هاش تقسيم ميكردم.براي صداي قطره هاي باروني كه وقتي رو ايرانيت سقف حياط خلوت ميخورد.براي ميز كار قشنگم.براي كتابخونه چوبي قديميم...براي خيلي چيزها.بانو هم همينطوره.اونم دلش داره تنگ ميشه از الان.
الان كه اين روزها رو ميبينم بارها خدامون رو شكر ميكنم كه زندگي دوباره به من داد و دستم رو گرفت.
راستي هريك از دوستان كه مايلن ميتونن تشريف بيارن عروسي ما!كافيه بگين تا كارت رو براتون بفرستيم.ايشالا روزي نوبت يكايك شما عزيزان.
پ.ن:ستايش از همراهان قديمي اين وبلاگ بود.تو اين شرايط كه من بستري بودم با يه اسم ديگه برام يادداشت ميگذاشتند در آخرين لحظه كه خودشن رو معرفي كردند هيچ ردي و راه تماسي از خودشون بجا نگذاشتند جز يه آدرس ايميل كه اونهم يا اشتباه بود و يا اينكه مشكل داشت.به هر حال آرزو ميكنم در سفر معنوي كه داشتند ما رو فراموش نكنن و هميشه سلامت باشند.هميشه از ايشون متشكر هستم.
الان كه اين روزها رو ميبينم بارها خدامون رو شكر ميكنم كه زندگي دوباره به من داد و دستم رو گرفت.
راستي هريك از دوستان كه مايلن ميتونن تشريف بيارن عروسي ما!كافيه بگين تا كارت رو براتون بفرستيم.ايشالا روزي نوبت يكايك شما عزيزان.
پ.ن:ستايش از همراهان قديمي اين وبلاگ بود.تو اين شرايط كه من بستري بودم با يه اسم ديگه برام يادداشت ميگذاشتند در آخرين لحظه كه خودشن رو معرفي كردند هيچ ردي و راه تماسي از خودشون بجا نگذاشتند جز يه آدرس ايميل كه اونهم يا اشتباه بود و يا اينكه مشكل داشت.به هر حال آرزو ميكنم در سفر معنوي كه داشتند ما رو فراموش نكنن و هميشه سلامت باشند.هميشه از ايشون متشكر هستم.
ارسال در تاريخ جمعه 11 مرداد1387 توسط مرد بارانی

