زندگی مستقل و مشترک داشتن همیشه فراز و نشیب های زیادی داشته.موضوعی که من و بانو به اون فکر میکنیم همینه که کم کم میخوایم بریم سر خونه و زندگی خودمون...اما خب یکم سخته!یکم که چه عرض کنم خیلی!
از اینکه باید یه زندگی رو خودمون دوتایی جمع و جور کنیم اونم تو این اوضاع که هنوز هر دو دانشجوییم یکم سختش میکنه...البته لذتهای خودش رو هم داره میدونم ولی خب مشغله ذهنی هست دیگه!
دیروز هم برای کارهای دانشگاه به شهر تفرش رفته بودیم تا دوباره مقدمات مهمانی ترم جدید رو انجام بدیم.هر دوی ما از این شهر خوشمون میاد و قراره پیر که شدیم بریم اونجا زندگی کنیم!!وقتی تهران رو از مسیر آزاد راه ساوه به سمت قم میری یه راه فرعی هست که میره سمت تفرش...یه جاده با عرض کم شبیه به جاده چالوس و حدود 50 کیلومتری میشه.سری پیش که اومدیم تابستون بود و هوا بسیار عالی و خنک و این سری هم که رفتیم کنار جاده تا چشم کار میکرد برف بود...زمین های یکدست سپید پوش که دست هیچ بنی بشری بهش نخورده بود و برخلاف تصور ما هوا بسیار بهاری و عالی بود.آفتاب گرم به همراه وزش باد و آسمون آبی.خلاصه اینکه بعد از اتمام کار ها و برگشتن به تهران توی همون جاده توقف کردیم و رفتیم برف بازی.چه برفی بود...پا میذاشتی تا زانو میرفتی تو برف...چایی داغ هم تو اون سرما خیلی بهمون چسبید..سکوتی که اون اطراف بود خیلی دلچسب بود..اونقدر که گوش های آدم احساس سنگینی میکرد...خلاصه اینکه خیلی عالی بود!
از اینکه باید یه زندگی رو خودمون دوتایی جمع و جور کنیم اونم تو این اوضاع که هنوز هر دو دانشجوییم یکم سختش میکنه...البته لذتهای خودش رو هم داره میدونم ولی خب مشغله ذهنی هست دیگه!
دیروز هم برای کارهای دانشگاه به شهر تفرش رفته بودیم تا دوباره مقدمات مهمانی ترم جدید رو انجام بدیم.هر دوی ما از این شهر خوشمون میاد و قراره پیر که شدیم بریم اونجا زندگی کنیم!!وقتی تهران رو از مسیر آزاد راه ساوه به سمت قم میری یه راه فرعی هست که میره سمت تفرش...یه جاده با عرض کم شبیه به جاده چالوس و حدود 50 کیلومتری میشه.سری پیش که اومدیم تابستون بود و هوا بسیار عالی و خنک و این سری هم که رفتیم کنار جاده تا چشم کار میکرد برف بود...زمین های یکدست سپید پوش که دست هیچ بنی بشری بهش نخورده بود و برخلاف تصور ما هوا بسیار بهاری و عالی بود.آفتاب گرم به همراه وزش باد و آسمون آبی.خلاصه اینکه بعد از اتمام کار ها و برگشتن به تهران توی همون جاده توقف کردیم و رفتیم برف بازی.چه برفی بود...پا میذاشتی تا زانو میرفتی تو برف...چایی داغ هم تو اون سرما خیلی بهمون چسبید..سکوتی که اون اطراف بود خیلی دلچسب بود..اونقدر که گوش های آدم احساس سنگینی میکرد...خلاصه اینکه خیلی عالی بود!
ارسال در تاريخ دوشنبه 22 بهمن1386 توسط مرد بارانی

