تبليغاتX
شب بارونی
شب بارونی
یک ذهن زیبا...
امسال هم گذشت اما حکایت جالبیست که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمیکنند.

سال خوبی داشته باشید.بهتر از هر سال.

new year

 

ارسال در تاريخ سه شنبه 29 اسفند1385 توسط مرد بارانی
آره بچه که بودیم اگه پدربزرگ یا مادربزرگ کسی از دوستام فوت میشد با خودم میگفتم اوه..حالا مونده که نوبت پدر بزرگ مادر بزرگ من بشه خدای ناکرده...تازه من و ناصر(پسرخاله ام که خیلی باهم جور بودیم) هنوز دانشگاه نرفتیم...ازدواج نکردیم..کو تا اون موقع...حالا نمیدونم الان که ناصر دکتر شده و ازدواج هم کرده و منم که شدم مهندس و نامزد کردم...وقتی یاد این موضوع میوفتم باید به چی فکر کنم؟

ارسال در تاريخ چهارشنبه 9 اسفند1385 توسط مرد بارانی
قالب وبلاگ